پنجره

باز کن رو به دلم پنجره ی قلبت را
خط بزن از نظرم منظره ی عادت را
خسته از تیک و تَکِ مرثیه ی تکرارم
بنشان روی غزل عقربه ی ساعت را
کوچه ی شعر من از خاطرِ تو میگذرد
دل خوش عشق توام من همه ی مدت را
با سکوت تو سخن های دلم تکراریست
حرفی ازعشق بگو ، تازه کن این صحبت را
بسته ام چشم به چشمان تو مانند دخیل
باز کن پنجره را ، طاق نکن طاقت را
بسرا بوسه ای از جنس غزل بر لب من
تا برآورده کنی دردل من حاجت را

محسن مهرپرور

/ 0 نظر / 19 بازدید