آغوش انتظار دلم نذر سیب نیست

آغوش انتظار دلم نذر سیب نیست

وقتی هوای شرجی چشمم غریب نیست

در هر عبور حادثه از کوچه باغ ها

عشق از نسیم آمدنت بی نصیب نیست

وقتی برای عده ای آغوش می شوی

باور بکن برای رفیقان عجیب نیست

وقتی  نگاه مدعیان از غزل تهی است

شوقی برای گفتن ام من یجیب نیست

تا رد پای سبز تو  در عشق جاری است

ترس از شکوه خنجر و تیغ و صلیب نیست

جابر ترمک


/ 1 نظر / 54 بازدید
رویا

جملاتت خوبه و خوشحال میشم به منم سری بزنی[قلب]