چشم تو سحری ندارد

مثل شبنم دل به خورشید نگاهت داده ام

عاقبت از چشم تو مانند اشک افتاده ام

باختم از چشم تو اما به خود هرگز مناز

چشم تو سحری ندارد من زیادی ساده ام

نیست راهی ، نوح باید بود یا فرزند او

من پیمبر نیستم اما پیمبر زاده ام

چون در اوجم چشم مردم پست می بیند مرا

ماهم و در آسمان ، اما به چاه افتاده ام

آخرین دیدار یعنی آخرین روز حیات

من برای لحظه ی دیدار تو آماده ام

محمد علی علیزاده

/ 0 نظر / 8 بازدید