بی تو آواره شدن حق من این بار نبود

بی تو آواره شدن حق من  این  بار  نبود

عشق من لایق بر این همه آزار نبود

نفسم بی تو گرفته است چه تنگ است قفس

کاش مرغ دلم  اینگونه  گرفتار  نبود

رفتی و عقربه ها  هم  پی  تو  می گردند

ور نه این عقربه را میل به تکرار نبود

چه  کنم  از چه  مسیری به تو باید برسم

کاش بین من و تو این  همه دیوار  نبود

سایه ی  مهر  تو بالای   سرم   بود  اگر

این چنین روی  سرم  زندگی آوار نبود

شک نکن بعد تو از دست غمت می مردم

اگرامید به آن  لحظه ی دیدار نبود

دل  من  گوشه ی  تنهایی  خود می پوسید

همزبانم  اگر  این  زمزمه ی  تار نبود

بیت  بیت  غزلم  را  به  تو مدیون  هستم

تو  نبودی  به خدا این همه اشعار نبود

تا  نمرده است "چکاد" از غم تو زود بیا

بی تو  آواره شدن حق من این بار نبود

چکاد

/ 1 نظر / 125 بازدید
نیوشا

سلام ....بسیارشعر زیبا وروانی بود[گل]