می‌توانستم اگر

 

من چه از آن مرده‌ی در گور کمتر داشتم؟
من که جای دل گلایول‌های پرپر داشتم

من که در اندیشه‌ی اما، اگرها، سال‌ها
خاطرم ، خاطراتم را مکدر داشتم

هرکس آمد ضربه‌ای بر من زد و از من گذشت
من شباهت‌های دردآلود با در داشتم

بعد من هر گل که می‌روید، گواهی می‌دهد
من که افتادم به پای تو چه در سر داشتم

شانه‌هایت را برای گریه کردن دوست… نه
من سر از زانوی تو ای غم! مگر برداشتم؟

می توانستم از این تنها شدن‌ها جان‌ به‌ در…
می توانستم اگر یک جان دیگر داشتم

مژگان عباسلو
/ 0 نظر / 13 بازدید